چرا همه مجتمع های تجاری رونق ندارند ؟
بازاریابی در زمینه مجتمع های تجاری در کشور ما تجربهای کاملاً جدید است که پیش از این با آن سروکار نداشتهایم.
این افراد بین بهوجود آوردن بازار مناسب برای فروش واحدهای مجتمعهای تجاری بزرگ و بازاریابی برای فروش پفکنمکی تفاوت زیادی قائل نیستند و روش واحدی را برای هردو در نظر میگیرند.کلام مشترک جالبی میان این قشر جاری است، با این مضمون که «وقتی رانندگی یاد بگیرید، تفاوتی نمیکند که چه ماشینی را میرانید؛ در همه ماشینها ترمز، کلاج و گاز یک جای معین دارد.
این منطق اشتباه و نابجا یکی از دلایل اصلی مشکلات بهوجود آمده برای فروش مجتمعهای تجاری است. بهکارگیری مدلهای تهییجی و نامناسب، رزومه مناسبی از این مشاوران، بر جای نگذاشته است و سازندگان مجتمعهای بزرگ تجاری نیز علاقه چندانی به همکاری با چنین افراد ناآگاهی ندارند.
در حقیقت مشکلات و بحران مجتمعهای تجاری از آنجایی نشات گرفت که تمام سرمایهگذاران، همیشه یک دیدگاه کلی به پروژههای ساختمانی داشتند: ساختن و فروختن.
سازندگان ما همواره در این اندیشه بودند که پروژهای را بسازند و بفروشند و از این طریق سود مناسبی را عاید خود کنند. آنها هیچگاه به روشهای متفاوت بهرهبرداری، لیز کردن یا اجارهداری فکر نمیکردند. تغییر دیدگاه و درک درست از نحوه بهرهبرداری، مستلزم مطالعه دقیق و بررسی همهجانبه مناسبات مجتمعهای تجاری خارج از کشور توسط سازندگان داخلی است.
سرمایهگذاران در زمینه معماری و دکوراسیون فضای داخلی مجتمعهای تجاری مطالعات زیادی انجام دادهاند. حتی بعضی از آنها از دهها مجتمع تجاری مطرح در نقاط مختلف دنیا دیدن کرده و با مشاوران طراحی درباره معماری این مجتمعها بحث و گفتوگو کردهاند؛ اما متأسفانه تاکنون کسی به موضوع مدیریت مجتمعهای تجاری توجهی نشان نداده است. معمولاً در کشور ما سازندگان در مراحل پایانی ساخت پروژه، به فکر چگونگی راهاندازی مجتمع میافتند؛ موضوعی که تا پیش از آن اهمیتی برایش قائل نبودند.
بسیاری از فعالان این عرصه تأکید داشتند که روند احداث مجتمعهای تجاری در ایران کاملاً متفاوت با دیگر کشورهاست. آنها معتقد بودند که اتفاقات و قوانین مربوط به شاپینگسنترهای خارج از کشور اهمیت زیادی ندارد و ما باید برمبنای الگوهای خود حرکت کنیم. البته که برخی شرایط، تابع مسائل داخل کشور است؛ اما در الگوی وطنی این گروه، تفکر کسب سود از طریق خرید مغازه به قوت خود باقی ماند؛ زیرا به اعتقاد آنها همیشه متقاضیانی برای واحدهای تجاری وجود داشت.
حال آنکه در همین برهه زمانی بسیاری از سرمایهگذاران حوزه ساختمان که در بخش مسکونی اقدام به خرید یا پیشخرید میکردند، علاقهای برای ورود به جریان مجتمعهای تجاری نداشتند؛ چراکه قوانین موجود در کشور برای دارندگان املاک تجاری مشکلاتی را به همراه دارد. به همین دلیل تمایل به سرمایهگذاری در املاک تجاری نسبت به بخش مسکونی همواره کمتر است
متأسفانه سازندگان و سرمایهگذاران ما، بیشتر با توجه به احساس خود از بازار تصمیمگیری میکنند و همیشه تشخیص خود را صحیح میدانند و بر آن تأکید میکنند. بر همین اساس آنها هیچگونه مطالعه و تحقیقی درباره علاقه سرمایهگذاران برای ورود به بخش ساختمانهای تجاری انجام ندادند. مجموع این مسائل نقاط ضعف مهمی را در نحوه تفکر درباره سرمایهگذاری و ساخت مجتمعهای تجاری به وجود آورد.
از سوی دیگر بسیاری از سازندگان، سرمایههای ساخت مجتمعهای تجاری را از طریق اخذ وام از بانکها و دیگر بنگاههای اقتصادی تأمین کردهاند. به همین دلیل آنها پول داغی را در این ساختوساز صرف کردهاند که نرخ سود بسیار بالایی داشته است و چنانچه موفق به اتمام مجتمع تجاری خود و فروش و واگذاری آن نشوند، متحمل زیانهای هنگفتی خواهند شد که این شرایط خود، وضعیت این پروژهها را بدتر کرده است بهطوریکه اتمام برخی از آنها همین امروز هم توجیه اقتصادی ندارد.
البته درحالحاضر بسیاری از مجتمعهای تجاری به مرحله بهرهبرداری رسیده است؛ اما مالکان نتوانستهاند بهطور کامل واحدهای خود را به فروش برسانند و گاهی حتی موفق به فروش کمتر از ۲۰درصد واحدها شدهاند. از طرف دیگر آنها متعهد هستند که مجتمع تجاری را در تاریخ مشخصی افتتاح کنند؛ بنابراین راهحلی جز فکر کردن به لیز یا مشارکت در صندوق ندارند. حتی بهناچار برخی از واحدها را بهطور رایگان در اختیار متقاضیان قرار میدهند؛ زیرا نمیتوان یک مجتمع تجاری را با تعداد اندکی واحدِ فعال افتتاح کرد و چراغهای خاموش سایر واحدها زیانهای گزافی در پی دارد.
سازندگان باید دیدگاه خود را به مدل سرمایهگذاری امروز اصلاح کنند و برای مدیریت نرخ سود بالای پولهای داغ بانکها، بورس و… و همچنین بازگشت سرمایههای خود تمهید جدیدی بیندیشند؛ زیرا راهحل دیگری وجود ندارد.
بر این اساس در نهایت لازم است در اندیشه و رویکرد اقتصادی کشور که تفکر بسازوبفروشی است، تغییری بنیادین ایجاد شود. دیگر نگاه سرمایهای به واحدهای تجاری همچون گذشته پاسخگو نیست و همانگونه که در این سالها دیدهایم، این نوع نگاه آسیبهایی جدی در پی خواهد داشت.
ذکر این نکته ضروری است که ما در کلانشهری به اسم تهران زندگی میکنیم که با توجه به بار ترافیکی شهر، سفرهای طولانی شهری با هدف خرید برای شهروندان مناسب نیست. مدیریت در زمینه تراکم منطقی و استاندارد مجتمعهای تجاری تأثیری مستقیم بر ترافیک شهری دارد؛ زیرا لازم نیست شهروندان کلانشهر تهران برای بازدید از مجتمعهای تجاری باکیفیت و کاربردی، بار سفرهای شهری طولانیمدت را به دوش بکشند.
راهاندازی مجموعههای باکیفیت و همسو با سطح نیازهای هرناحیه از ملزوماتی است که باید بررسی شود؛ ضرورتی که فقدان آن در سامانه مدیریت شهری تهران به شکل فزایندهای دیده میشود. از توضیحات فوق درمییابیم که همه مناطق تهران، درگیر مشکل ازدیاد مجتمعهای تجاری نیستند. البته کاهش قیمتی که در نتیجه عرضه زیاد در این مناطق پیشمیآید، بر قیمت سایر واحدهای تجاری شهر تأثیرگذار است.
اما در پارهای از اوقات با پدیده نگرانکنندهای مواجه میشویم که همان اجرای چندپروژه تجاری توسط شرکتهای مختلف در یک منطقه محدود است و جای بسی تعجب دارد که گاهی یک شرکت، چند پروژه تجاری را در منطقهای خاص تعریف میکند و با این اقدام، رقیب خود میشود و پروژههای آن ناخواسته با خودشان رقابت میکنند.
اکنون با گذشت چندسال تعدادی از مجتمعهای تجاری به لطف نیمهکاره ماندن مجموعههای همسایه شانس رسیدن به بهرهبرداری معقول را دارند. البته اگر تمام این پروژههای نیمهکاره شرایط منطقی ساخت و اتمام پروژه را پشت سر میگذاشتند، بیشک امروز با اوضاع وخیمتری مواجه بودیم. تجربه در این بازه زمانی به ما نشان داده است تا از این پس با تکیه بر رسالت رسانهای که بر دوش داریم، به طرح سؤالها و موضوعات کلی بسنده نکنیم و با جهتگیری درباره کاستیهایی که مشاهده میکنیم، راهکارهای کاربردی و بهموقع برای بحرانهای صنعت ساختمان مطرح کنیم.